تبليغاتX
چاهوک
روستای چاهوک
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 12:38  توسط محمد فتوحی  | 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 12:5  توسط محمد فتوحی  | 

شهادت موالموحدین ، امیرالمومنین ،امام پارسایان ،جلوه حق ، امام علی (ع) بر عموم شیعیان جهان تسلیت باد .

 

نام : علی

لقب : مرتضی

کنیه : ابوالحسن

نام پدر : عمران ابوطالب

نام مادر : فاطمه

تاریخ ولادت : 13 رجب ( 23 سال قبل از هجرت )

محل ولادت : مکه مکرمه خانه خدا

مدت امامت : 30 سال

مدت عمر: 63 سال

تاریخ شهادت : 21 رمضان المبارک سال 40 قمری

علت شهادت : تحریکات قطام

نام قاطل : عبدالرحمن بن ملجم

محل دفن : نجف اشرف

 

شهادت :

در سال چهارم هجری جماعتی از خوارج در مکه جلسه ای تشکیل دادند ومسئول تمامی اختلافات موجود در جامعه را یه نفر دانستند  که قرار شد که هر سه را اعدام بنمایند که بدین منظور عبدالرحمن بن ملجم مرادی مسئولیت بشهادت رساندن امام علی (ع) را به عهده گرفت ودومی مسئولیت بهلاکت رساندن معاویه در شام را وسومی کشتن عمروبن عاص را در مصر .

عبدالرحمن بن ملجم راهی کوفه میشود ، در کوفه با دختری بنام قطامه که دو برادرش در جنگ نهروان بدست امام علی (ع) کشته شده بود ، برخورد کرده وعاشق وی میشود ، قطامه، مهریه خود را کشتن امام علی (ع) قرار می دهد ، عبدالرحمن بن ملجم در سحرگاه 19 رمضان سال 40 هجری ، هنگامی که امام در محراب عشق مشغول راز ونیاز بامحبوب خود بود ، با ضربت بر فرق امام ، فرق امام را میشکافد و...  امام در لحظه ای که ضربت بر فرق مبارکش وارد شده ( با حالی که حاکی از به نتیجه رسیدن بارسنگینی را از دوش بر زمین گذاشتن وراحت شدن است ) فریاد برآورد : "فزت برب الکعبه "بخدای کعبه که رستگار شدم .

دادو فریاد ، یا علی را کشتند شروع میشود ،ا بن ملجم که فصد فرار داشته در خارج از مسجد بوسیله مردم دستگیر میشود.

برای امام به تجویز طبیب شیر می برند ، امام میفرماید که بر ای ابن ملجم هم از همین شیر ببرید وبه او کاری نداشته باشید ، اگر زنده ماندم خود میدانم واگر نه ، با همان ضربه او را قصاص کنید .

امام در عصر روز 21 ماه رمضان سال 40 هجری بر اثر عمق زخم وزهری که وارد بدن وی بوسیله شمشیر شده بود در حالی که با خدای خویش در راز ونیاز ودر حال نماز بود ، جان به جان آفرین تسلیم کرد .

"انا لله وانا الیه راجعون " پیکر شریفش را به نجف اشرف برده وهمان جا بخاک سپردند .

 

گذری کوتاه بر وصایای امام علی (ع) :

از خدابترسید وپیروان دنیا نگردید ، هر چه در قرآن است عمل کنید ، قبل از آنکه دیگران بر شما سبقت بگیرند .

وضو را ساداب بگیر .

خدا را در قرآن بنگرید .

خدا را در نماز که ستون دین است بنگرید .

خدا را روزهای رمضان شاهد گیرید که روزه سپر آتش است .

پس از قرآن واحادیپ نبوی ، سخنی بالاتر از سخنان امام علی (ع)  در دست امت نمی باشد که ... همه مروارید است ودور از خاک وخاشاک ودر این دریای مملو از درّ وگوهر ومروارید عده بسیاری راز مورخان سعی در جمع آوری وشرح وتوضیح سخنان امام نموده اند ولیکن در این میان تنها سید شریف رضی استکه توانسته این مجموعه را بطور احسن گرد هم آورد ونام آن را نهج البلاغه نامیده است واین مجموعه را میتوان کاملترین وموثق ترین جمع آوری دانست .

 

سخنانی گوهر بار از امام علی (ع):

 

 1- سستی درجهاد

اگر امروز از خانه هایتان در مقابل دشمن دفاع نکنید ، بعداً از کدام خانه دفاع خواهید کرد ؟ و با کدام امامی بعد از من به جهاد خواهید رفت ؟

 

2- حکومت :

ای مردم ، کسی به کار خلافت وحکومت سزاوارتر است که از همه مردم بر آن کار تواناتر « در امور سیاسی وحل وفصل مسائل وامور خارجی » وبه امر خداوند از همه آنان داناتر باشد « از نظر حکم شرع ودین الهی -فقه » حال اگر فتنه انگیزی به فتنه گری بپردازد ، باید نکوهش شود وخواسته شود تا به حق باز گردد. اگر خودداری نمود باید کشته شود .

 

3- وحدت :

پس دست خدا با جماعت است ، پس دوری کنید از اختلافات وجدائی ، زیرا آنکه از جمع مردم جدا شود شیطان براو دست یابد . چنانکه گوسفند جدا شده از گله نصیب  گرگ میشود ، هوشیار باشید هرکه شما را به راهی بخواند که تفرقه واختلاف در آن باشد او را بکشید اگر چه خود من باشم .

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت 12:34  توسط محمد فتوحی  | 

میلاد با سعادت

 دومين اختر آسمان امامت و  ولايت سبط اكبر- پور حيدر- كريم اهل بيت

امام حسن مجتبي ع به همه رهروان راهش و

بر عاشقان امامت و ولایت تهنیت و مبارک باد

اَلسَلامُ عليك یا سبط المصطفی ص وابن المرتضي علم الهدي كريم اهل بيت امام حسن مجتبي ع

flor020flor020flor020flor020

زندگانی امام حسن مجتبی ع

نخستین فرزند امیر مومنان ع و فاطمه زهرا س در نیمه ماه رمضان سال سوم هجری چشم بجهان گشود. پیامبر اکرم ص نام نوزاد را از سوی خداوندحسن گذارد و در موردش فرمود: خداوندا! من او را دوست دارم تو نیز دوستش بدار.

در جنگ جمل بفرمان حضرت علی ع همراه با عمار یاسر به کوفه رفت تا مردم را بسیج کند. در اثر تلاشها و سخنرانی های آن حضرت حدود دوازده هزار نفر به یاری امام شتافتند. در طول جنگ بسیار کوشید و فداکاری کرد تا سپاه امام علی ع پیروز شود. همچنین در جنگ صفین همراه پدر بود و رشادتها و جانفشانی ها از خود نشان داد.

ویژگیهای اخلاقی

امام حسن ع از هر جهت حسن بود در وجود مقدسش نشانه های انسانیت متجلی بود. از جمله:

الف)) ارتباط با خدا: آن بزرگوار توجهی ویژه بخدا داشت. چون وضو می گرفت رنگش تغییر می کرد و وجودش به لرزه می افتاد و وقتی علت را می پرسیدند می فرمود: کسی را که در پیشگاه خدا می ایستد جز این سزاوار نیست. امام صادق ع می فرماید: امام حسن ع عابدترین و زاهد ترین و برترین مردم زمان خویش بود. چون به یاد مرگ و رستاخیز می افتاد می گریست و بی حال می شد.

ب)) جود و بخشش: امام حسن ع در طول عمر دو بار تمام اموال  و دارایی خود و سه بار نیمی را در راه خدا بخشید. روزی یکی از کنیزان دسته گلی خوشبو به ایشان هدیه کرد. آن حضرت در برابر او را آزاد کرد. فرمود: خدا ما را چنین تربیت کرده است. سپس این آیه را خواند: و اذا حییتم بتحیه فحیوا باحسن منها(نساء:۸۶) چون بشما هدیه ای دادند به نیکو تر از آن پاسخ گویند.

ج)) تواضع: امام حسن مجتبی ع روزی بر گروهی مستمند که بر روی زمین نشسته بودند و نان می خودند گذشت. آنان آن حضرت را به سفره خویش دعوت کردند. امام ع از مرکب فرود آمد و فرمود: ان الله لا یحب المستکبرین- خداوند مستکبران را دوست ندارد. سپس با آنان غذا خورد. آن گاه مستمندان را بخانه خود دعوت کرد و هم غذا به آنان داد و هم پوشاک.

امامت امام حسن ع

امام حسن مجتبی ع در بیست و یکم رمضان سال چهلم هجری عهده دار حکومت اسلامی و امامت مسلمانان گردید. پیامبر اسلام ص در باره امامت امام حسن و حسین ع می فرماید: الحسن والحسین امامان- قاما او قعدا- حسن و حسین هر دو امامند چه قیام کنند و چه بنشینند {صلح کنند} چون امیر مومنان ع ضربت خورد به فرزندش حسن ع دستور داد تا مردم را در نماز امامت کند و در آخرین لحظات زندگی او را بدین صورت وصی حود کرد:

پسرم! پس از من تو صاحب مقام و خون منی.

سپس امام حسین ع - محمد حنفیه و دیگر فرزندانش و نیز بزرگان شیعه و خاندانش را گواه گرفت و سلاح خود را به او داد و فرمود: پسرم! رسول خدا ص به من دستور داده است که تو را وصی خود سازم و کتاب و سلاحم را به تو دهم.

پس از شهادت امیر مومنان ع مردم در مسجد جامع شهر کوفه گرد آمدند و گروه گروه با آنحضرت بیعت کردند. ** معاویه ** که با زور و نیرنگ بر شام حکومت یافته بود- از بیعت با امام حسن ع خود داری کرد و علیه امام ع به مبارزه بر خاست و سپاهی به سوی عراق گسیل کرد. امام مردم را برای دفاع فرا خواند ولی با بی رغبتی آنان مواجه شد. سر انجام با سر زنش بعضی بزرگان سپاهی فراهم آمد که دارای گرایشهای مختلف بودند:

((۱)) خوارج: که تنها برای دشمنی با معاویه و جنگ با وی آمده بودند نه پیروی از امام ع. ((۲)) سود جویان آزمند: که دنبال منافع مادی و غنایم جنگی بودند. ((۳)) شکاکان و دو دلان: که هنوز حقانیت امام مجتبی ع بر آنان ثابت نشده بود. طبیعی است که چنین کسانی در میدان نبرد از خود فداکاری و دلیری نشان نمی دهند. ((۴)) گروهی بی انگیزه: این گروه که به پیروی از روسای قبیله خود در جهاد شرکت کرده بودند و انگیزه دینی نداشتند.

امام ع خود به ** ساباط ** مدائن رفت و از آنجا دوازده هزار نفر را به فرماندهی ** عبید الله بن عباس ** و معاونت ** قیس بن سعد ** به رزم با معاویه گسیل کرد. معاویه بر آن شد تا عبیدالله بن عباس را بفریبد و یک میلیون درهم برایش فرستاد. عبیدالله بن عباس با وعده امارت و مال- فریفته شد و شبانه با گروهی از یارانش بسوی معاویه گریخت. مردم صبحگاه فرمانده سپاه را نیافتند و قیس فرماندهی سپاه را بعهده گرفت. و موفق شد نیروهای شامی را شکست دهد و وادار به عقب نشینی کند. چون معاویه نتوانست قیس را بفریبد جاسوسانی میان لشکریان امام ع در ** مسکن ** و مدائن فرستاد تا شایع سازند که امام حسن ع به معاویه پیشنهاد صلح کرده و معاویه نیز پذیرفته است. در مدائن نیز شایع کردند که قیس بن سعد با معاویه سازش کرده و به او پیوسته است.

این شایعات روحیه سپاهیان امام و بویژه پیشتازان سپاه را سست کرد و خوارج را بشورش وا داشت که با خشم تمام به خیمه امام ع هجوم بردند و به غارت پرداختند و حتی فرش زیر پای امام ع را ربودند. و  جراح بن سنان به قصد کشتن امام ع حمله کرد و ضربه ای با شمشیر بر ران آن حضرت فرود آورد که بر اثر شدت جراحت امام ع بر زمین افتاد.

پس از این حوادث درد ناک و با توجه به فرو پاشی سپاه اسلام خیانت فرماندهان ارشد سپاه و خطر امپراطوری روم برای جهان اسلام امام حسن ع ادامه جنگ را بسود اسلام و مسلمانان ندانست و با شرایطی صلح را پذیرفت. معاویه بعد از صلح امام را بزرگترین مانع در راه اهداف شوم خود یافت و آن حضرت را مسموم کرد. امام حسن ع در بیست و هشتم صفر سال پنجاه هجری در چهل و هفت سالگی به شهادت رسید و در بقیع بخاک سپرده شد.

التماس دعا

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 10:10  توسط محمد فتوحی  | 
سبسمه تعالي

خوشا پاكي كه با پاكان قرين شد                   شهيد وبا شهيدان همنشين  شد

 

خوشا عاشق كه جان درراه حق داد             به خونش،پيروسلطان دين شد

از آنجايي زنده نگهداشتن نام وياد شهدا بر همه ما لازم وواجب است برآن شديم تا زندگي نامه شهداي چاهوك رادر اين وبلاگ بنويسيم چون كه اين شهدا شمع وچراغ همه روستاها وشهرها هستند وهمه ماوظيفه داريم ياد آن كساني كه بااهدا جانشان عزت، آبرووكرامت رابه مابخشيده اندگرامي بداريم واين جانفشاني آنها رابه نسلهاي آينده هم يادآور نماييم  در گلزار شهداي چاهوك پنج تن ازاين گلگون كفنان آرميده اند دو  تن ديگر كه به اين روستا منسوب هستند در بهشت زهراي تهران وبهشت رضوان مشهد مدفونند

اسامي شهداي مدفون درگلزار چاهوك:

1-علي بلبل گاوافشاري

2-علي اكبر فتوحي چاهوكي فرزندحاجي قاسم

3-سيد حسين ميرحسيني چاهوكي فرزندحاجي سيد احمد

 

4-شعبانعلي زارع فرزندحاجي حسن

5-علي اكبر زارع فرزند حاجي ميرزاعباس

ابوالقاسم فتوحي چاهوكي فرزند حاجي اكبر در بهشت زهرا تهران مدفون است حسين زارع فرزند حاجي ميرزا محمد در بهشت رضوان مشهد مدفون است

درنوشتن زندگي نامه اين شهدا از كتاب بزرگان جاويد جلد اول كه توسط برادر بزرگوارآقاي كاظم دهقانيان نصرآبادي تاليف وبه زينت طبع آراسته شده استفاده شده است برخود لازم مي دانيم اززحمات اين برادر عزيزو فرهنگ دوست تقدير وتشكر نماييم از آنجاييكه زندگي نامه دوتن از اين شهيدان در اين كتاب بود ماهم فقط همين دو تن رانوشتيم

 

 

زندگينامه شهيد شعبانعلي زارع

 

فرزند حسن وزهرافتوحي پانزدهم شعبان 1378قمري درروستاي چاهوك از توابع بخش پشتكوه شهرستان تفت به دنيا آمد اوكه بنا به دلايل مختلفي نتوانست در كودكي به مدرسه بروددر كنار خانواده به كشاورزي مشغول شد وبعدها به صورت شبانه خواندن ونوشتن را فرا گرفت .

شعبانعلي كه نخستين فرزن خانواده بود درسال 1356باخانم گوهررضايي پيوند ازدواج برقرار كردكه احمد،محمود،ابولقاسم وفاطمه حاصل اين زندگي مشترك مي باشند با فرارسيدن زمان سربازي كه مصادف با پيروزي انقلاب اسلامي بود سيزده ماه از خدمت زير پرچم رادراصفهان گذرانيد واز پادگان فرار كرد بعدازرهاكردن خدمت سربازي مدت هشت سال درزادگاهش به نانوايي مشغول شد

شهيد زارع عاقبت درتارخ 18/11/65به خرمشهر عزيمت نموده،به عنوان كمك آر پي چي به دفاع از ميهن پرداخت آخرالامر در جريان عمليات كربلاي هشت براثر اصابت تركش به سرودست همسفر با پرستوهاي عاشق ،سفرشهادت راآغازكرد گفتني است كه تولد ،ازدواج وشهادت اودر نيمه شعبان اتفاق افتاده است

پيام شهيد

تا آخرين روز عمرتان به رهبري امام خميني بر عليه ظلم مبارزه كنيد واز تهمت ها نهراسيد كه خدا باشماست و.از همسرم مي خواهم فرزندانم راطوري تربيت كند كه همچون كوهي استوار در برابر دشمنان ايستادگي كنند

 

 

 

 

زندگينامه دانش آموز شهيد سيد حسين مير حسيني چاهوكي

فرزند سيد احمد و رقيه بيگم در روستاي چاهوك از توابع بخش پشتكوه شهرستان تفت در تاريخ 1 آبان ماه 1343 قدم به دنياي فاني نهاد پس از طي دوره ي ابتدايي در زادگاهش تحصيلات خود را در مدرسه راهنمايي فيض كاشاني نير ادامه داد .سپس در دبيرستان حاج حكيمي نير رشته اقتصاد را براي ادامه تحصيل بر گزيد .

سيد حسين سال چهارم دبيرستان بود كه بر اساس احساس وظيفه به عضويت بسيج در آمد و پس از گذراندن دوره آموزشي در سپاه يزد به منطقه اهواز عزيمت كرد

شهيد مير حسيني كه فرزند دوم خانواده بود در تاريخ 27 اسفند ماه 1362در جريان عمليات پدافندي در محل طلائيه  بر اثر اصابت تركش به سمت راست سينه و پهلوشربت شيرين شهادت را نوشيد و به جمع ‍‍» عنٌدْ رْ بهًم يرزقون» پيوست روانش شاد ويادش گرامي باد

 

 

پيام شهيد

 

ان شا ءالله مي روم تا راه كربلا را به روي امت شهيد پرور ايران باز كنم

 

 

 

 

 

 

 

 

                  

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت 9:59  توسط محمد فتوحی  | 

آداب و شرايط روزه‏دار

روزه فقط امساك از اكل و شرب نيست، بلكه شرائطى ديگر هم همراه آن است، تعهد و مسؤوليتهاى انسان در برابر روزه، اين فريضه الهى زياد است.

روزه چهار گروه مقبول نيست

حضرت صادق(عليه السلام) فرمود: لا صيام لمن عصى الامام، و لا صيام لعبد آبق حتى يرجع، و لا صيام لامراة ناشزة حتى تتوب، و لا صيام لولد عاق حتى يبر، (1) روزه نيست‏براى كسى كه امام و پيشواى خود را نافرمانى كند و از او اطاعت ننمايد، و صحيح نيست روزه عبد فرارى، تا مراجعت كند و به خدمت‏باز نگردد، و روزه زن ناشزه درست نمى‏باشد تا توبه كند و در اختيار همسرش قرار گيرد و همچنين روزه فرزند عاق شده پدر و مادر تا خوب نشود و اصلاح نگردد، مورد قبول قرار نمى‏گيرد، و روزه به حساب نمى‏آيد بلى يكى از ابعاد سياسى اين حديث‏شريف، اطاعت و فرمانبرى پيروان و رهروان مسلمان از راهبر و پيشواى مذهبى است. فاطمه (سلام الله عليها) در آداب صائم سخن مى‏گويد

حضرت فاطمه (عليها السلام) سيده نسوان عالم در آداب روزه‏دار مى‏فرمايد: عن جعفر بن محمد عن آبائه عن فاطمه (عليهم السلام): «انها قالت: ما يصنع الصائم بصيامه اذا لم يصن لسانه و سمعه و بصره و جوارحه‏» (2) .

جعفر بن محمد (عليهما السلام) از آباء گرامش از فاطمه دخت گرام رسول الله (صلى الله عليهم اجمعين) روايت مى‏نمايد: كه حضرت زهرا (عليها السلام) فرمود: صائم با روزه خويش كارى نكرده (يعنى حق روزه را ادا نكرده) هرگاه زبان و گوش و چشم و جوارحش را از (آنچه كه بر آنها حرام است) حفظ نكرده باشد.

يعنى روزه يك مسماى واقعى از حفظ شكم از كل خوردنيها و نوشيدنيها و مبطلات ديگر و خلاصه‏اى از اجتناب از گناهان و معصيت‏خداوند مى‏باشد، زيرا روزه‏دار بدون پرهيز از تمامى محرمات روزه واقعى را در خويش تحقق نبخشيده است.

پنج‏خصلت موجب افطار روزه و بطلان وضوء مى‏شود.

اگرچه امروز فقهاى عالى مقام اين موارد را مبطل روزه و وضوء نمى‏دانند زيرا كمتر كسى است در زمان ما و فرهنگ طاغوت زده و غرب زده ما از اين اوصاف رذيله بپرهيزد، آن خصال پنج گانه از بيان پيامبر گرامى اسلام چنين است: «خمس خصال يفطرن الصائم، و ينقضن الوضوء الكذب، و الغيبة و النميمة، و النظر بشهوة، و اليمين الكاذبة‏» (3)

پنج صفت است كه روزه را باطل و وضوء را مى‏شكند، دروغ و غيبت و سخن چينى و نظر شهوت انگيز، و قسم دروغ.

اين اوصاف ذميمه براستى اثر معنوى و روحانى روزه و وضوء كه يك عبادت است در اسلام خنثى مى‏كند، و اجر و ثواب روزه و وضوء را نابود مى‏نمايد.

كيفيت روزه دارى از صحف ادريس عليه السلام

درصحف ادريس (عليه السلام) است: «اذا دخلتم فى الصيام فطهروا نفوسكم من كل دنس و نجس و صوموا لله بقلوب خالصة صافية منزهة عن الافكار السيئة و الهواجس المنكرة فان الله سيحبس القلوب اللطخة و النيات المدخولة و مع صيام افواهكم من الماكل، فلتصم جوارحكم من الماثم فان الله لا يرضى منكم ان تصوموا من المطاعم فقط لكن من المناكير كلها و الفواحش باسرها» (4) حضرت ادريس پيامبر (عليه السلام) در صحف خويش فرمود: هرگاه وارد ماه صيام شديد، پس خويشتن را از هر پليدى و ناپاكى پاك سازيد، (درون خود را براى پذيرش عبادت ويژه خداوند پاكسازى نمائيد) و روزه بگيريد براى خداوند با قلبى خالص و نورانى و پاك از فكرهاى بد، و صداهاى نامفهوم و بى معنى و زشت، زيرا خداوند حبس مى‏نمايد دلهاى ناپاك و نيتهاى غير خالص شما را و دهنهاى شما نبايد فقط با امساك از خوردنيها صائم و روزه‏دار باشد. بلكه بايد جوارح شما از گناهان نيز روزه باشد (يعنى اعضاء شما هم بايد از معصيت‏خدا امساك نمايد) و همانا خداوند راضى نمى‏گردد و خشنود نمى‏شود از شما به اينكه فقط از خوردنيها پرهيز كنيد، بلكه از كل منكرات و زشتيها بايد پرهيز نمائيد تا آنجا كه تغيير حالت پيدا كنيد.

اثرات منفى غيبت و نمامى در روزه

امام رضا عليه السلام فرمود: «اجتنبوا الغيبة غيبة المؤمن، و احذرو النميمة، فانهما يفطران الصائم و لا غيبة الفاجر و شارب الخمر و اللاعب بالشطرنج و القمار» (5)

از غيبت مؤمن اجتناب كنيد، و از نمامى بپرهيزيد، براستى كه غيبت و نمامى روزه صائم را باطل مى‏نمايد، (و اثرات و ثواب روزه را زايل مى‏گرداند)، ولى از فاجر و شارب الخمر و شطرنج‏باز و قمار باز غيبتى نيست، (يعنى آنان از خود هتك حرمت نموده‏اند،و آبرو از خويش برده‏اند).

روزه حجاب زبان و گوش و چشم از گناه است

از فقه الرضا (عليه السلام) روايت‏شده كه حضرت رضا (عليه السلام) در رابطه با شرائط روزه و روزه‏دارى چنين فرمود: «و اعلم يرحمك الله ان الصوم حجاب ضربه الله عزوجل على الالسن و الاسماع و الابصار و سائر الجوارح لما له فى عادة من شره و طهارة تلك الحقيقة حتى يستر به من النار، و قد جعل الله على كل جارحة حقا للصيام فمن ادى حقها كان صائما و من ترك شيئا منها نقص من فضل صومه بحسب ما ترك منها» (6) .

بدان (اى روزه‏دار) خداى رحمتت كند، كه براستى روزه ستر و حجابى است، كه خداوند او را بر زبانها و گوشها و چشمها و سائر جوارح زده است، هرگاه معتاد بر زشتيها و شر و فساد باشند، (چون زبان و گوش و چشم و ساير جوارح هرگاه تحت كنترل دقيق ايمان و دين شخص باشند، از شر آنان كاملا در امان مى‏باشد) كه طهارت (و حجاب صوم) بر اسماع و ابصار و غيره، او را از آتش جهنم مى‏پوشاند و حجابى محكم از آتش براى او خواهند شد. به تحقيق خداوند بر هر «آدم‏» خسته‏اى براى روزه گرفتن حقى مقرر فرموده است، پس اگر آن حق را اداء كند (و به خوبى حق روزه‏دارى را به جاى آورد) هرآينه صائم و روزه‏دار است، (يعنى به جاى آورده حق روزه را) و هر كس بعضى از آن شرايط را ترك نموده، از فضيلت و ثواب روزه‏اش به قدر و بحسب آنچه ترك كرده كاسته است.

پى‏نوشت‏ها:

1- وقايع الايام خيابانى، ص 432.

2- بحار الانوار، ج 96، ص 295.

3- نهج الفصاحه، حديث 1459.

4- نقل از وقايع الايام خيابانى، ص 431.

5- فقه الرضا (عليه السلام).

6- مستدرك الوسائل، نقل از وقايع الايام خيابانى، ص 432.

روزه، درمان بيماريهاى روح و جسم ص 72.

سيد حسين موسوى راد لاهيجى


+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 9:45  توسط محمد فتوحی  | 

دعاى پيامبر(ص) هنگام رويت هلال رمضان

صدوق عليه الرحمه در كتاب من لا يحضره الفقيه آورده «و كان رسول الله صلى الله عليه و آله اذا اهل هلال شهر رمضان استقبل القبلة و رفع يديه و قال: «اللهم اهله علينا بالامن و الايمان،و السلامة و الاسلام، و العافية المجللة و الرزق الواسع، و دفع الاسقام، اللهم ارزقنا صيامه و قيامه و تلاوة القرآن فيه، و سلمه لنا، و تسلمه منا و سلمنا فيه‏» (1)

رسول الله(صلى الله عليه و آل) هنگامى كه رويت هلال رمضان مى‏فرمود، رو به قبله مى‏نمود و دستهاى مباركش را بلند مى‏كرد.و مى‏گفت: پروردگارا اين ماه را بر ما نو گردان به امن و امان، و سلامتى و اسلام، و تندرستى شايان تشكر، و روزى فراخ، و بر طرف ساختن دردها و ناملايمات، بار پروردگارا روزى كن ما را روزه و قيام براى عبادت، و تلاوت قرآن در اين ماه، و او را براى ما سالم و تمام گردان، و او را از ما سالم بدار، و ما را در اين ماه سالم و تندرست فرما.

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 9:41  توسط محمد فتوحی  | 

درباره ماه رمضان

رمضان اسمى از اسماء الهى مى‏باشد و نبايست‏به تنهائى ذكر كرد مثلا بگوئيم، رمضان آمد يا رفت، بلكه بايد گفت ماه رمضان آمد، يعنى ماه را بايد به اسم اضافه نمود، در اين رابطه به سخنان حضرت امام محمد باقر (عليه السلام) گوش فرا مى‏دهيم.

رمضان از اسماء الله است

هشام بن سالم نقل روايت مى‏نمايد و مى‏گويد: ما هشت نفر از رجال در محضر حضرت ابى جعفر امام باقر (عليهما السلام) بوديم، پس سخن از رمضان به ميان آورديم.

فقال عليه السلام: لا تقولوا هذا رمضان، و لا ذهب رمضان و لا جاء رمضان، فان رمضان اسم من اسماء الله عز و جل لا يجيى و لا يذهب و انما يجيى‏ء و يذهب الزائل و لكن قولوا شهر رمضان فالشهر المضاف الى الاسم و الاسم اسم الله و هو الشهر الذى انزل فيه القرآن، جعله الله تعالى مثلا و عيدا و كقوله تعالى فى عيسى بن مريم (عليهما السلام) و جعلناه مثلا لبنى اسرائيل. (1)

امام عليه السلام فرمود: نگوئيد اين است رمضان، و نگوئيد رمضان رفت و يا آمد، زيرا رمضان نامى از اسماء الله است كه نمى‏رود و نمى‏آيد كه شى‏ء زائل و نابود شدنى مى‏رود و مى‏آيد، بلكه بگوئيد ماه رمضان، پس ماه را اضافه كنيد در تلفظ به اسم، كه اسم اسم الله مى‏باشد، و ماه رمضان ماهى است، كه قرآن در او نازل شده است، و خداوند آن را مثل و عيد قرار داده است همچنانكه پروردگار بزرگ عيسى بن مريم (سلام الله عليهما) را براى بنى اسرائيل مثل قرار داده است، و از حضرت على بن ابى طالب (عليه السلام) روايت‏شده كه حضرت فرمود: «لا تقولوا رمضان و لكن قولوا شهر رمضان فانكم لا تدرون ما رمضان‏» (2) شما به راستى نمى‏دانيد كه رمضان چيست (و چه فضائلى در او نهفته است).

واژه رمضان و معناى اصطلاحى آن

رمضان از مصدر «رمض‏» به معناى شدت گرما، و تابش آفتاب بر رمل... معنا شده است، انتخاب چنين واژه‏اى براستى از دقت نظر و لطافت‏خاصى برخوردار است. چرا كه سخن از گداخته شدن است، و شايد به تعبيرى دگرگون شدن در زير آفتاب گرم و سوزان نفس و تحمل ضربات بى امانش،زيرا كه رمضان ماه تحمل شدائد و عطش مى‏باشد، عطشى ناشى از آفتاب سوزان يا گرماى شديد روزهاى طولانى تابستان.

و عطش ديگر حاصل از نفس سركشى كه پيوسته مى‏گدازد، و سوزشش براستى جبران ناپذير است.

در مقايسه اين دو سوزش، دقيقا رابطه عكس برقرار است، بدين مفهوم كه نفس سركش با چشيدن آب تشنه‏تر مى گردد، وهرگز به يك جرعه بسنده نمى‏كند، و پيوسته آدمى را در تلاش خستگى ناپذير جهت ارضاى تمايلات خود وا مى‏دارد. و در همين رابطه است كه مولوى با لطافت هرچه تمامتر اين تشبيه والا را به كار مى‏گيرد و مى‏گويد:

آب كم جو تشنگى آور به دست تا بجوشد آبت از بالا و پست تا سقا هم ربهم آيد جواب تشنه باش الله اعلم بالصواب زين طلب بنده به كوى حق رسيد درد مريم را به خرما بن كشيد

اما از سوى ديگر، عطش ناشى از آفتاب سوزان سيرى پذير است، و قانع كننده.

پى‏نوشت‏ها:

1- بحار جلد 96، ص 376، طبع اسلاميه

2- بحار، ج 96، ص 377

روزه، درمان بيماريهاى روح و جسم صفحه 22

سيد حسين موسوى راد لاهيجى


+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 9:37  توسط محمد فتوحی  | 
محمد امين  قبل از شب 27 رجب در غار حرا به عبادت خدا و راز نياز  پرداخت و در عالم خواب رؤياهايی مي  ديد راستين و برابر پروردگار بزرگش برای پذيرش وحی  بتدريج آماده مي شد . 
درعالم واقع روح الامين، جبرئل بزرگ، فرشته وحي مامور شد آياتي از قرآن را براو بخواند و او را به مقام پيامبري مفتخر سازد . محمد ( ص ) در اين هنگام چهل سال بود.تنهايي و توجه خاص او در غار حالتي  غريب در او ايجاد مي نمود .حالتي وصف ناشدني ،ترس و ابهام از يك طرف و شعف و سبك بالي از سوي ديگر .و به ناگاه در شبي از اين ليالي پر قدر فرشته وحي به يكباره بر او نازل گرديد با اين پيام :

اقرأ باسم ربک الذی خلق . خلق الانسان من علق . اقرأ وربك الاكرم.الذي علم بالقلم.علم الانسان ما لم يعلم .

بخوان به نام پررودگارت كه آفريد .او انسان را از خون بسته .بخوان به نام پروردگارت كه گرامي تر و بزرگتر است .خدايي كه نوشتن آفريد .به انسان آموخت آنچه را كه نمي دانست .
فرشته وحي به او فرمان خواندن داد ولي حضرت بيان داشت خواندن نمي دانم .اما بار ديگر همان جمله را شنيد ،فرمود من امي و درس ناخوانده ام و شنيد بخوان ،اين بار روح الامين او را سخت فشرد و محمد(ص)دريافت كه اين بار مي تواند و بدين ترتيب جبرئيل ماموريت خويش را به انجام رساند .

آن حضرت از كوه پايين آمد و به خانه همسر مهربانش خديجه شد .واقعه عجيبي را كه بر او گذشته بود با وي در ميان گذاشت .او را دلداري داد و گفت بدان كه خداوند مهربان هرگز به تو كه با خانواده ات مهربان هستي و از ستمديدگان و محرومان دستگيري مي كني بد نخواهد كرد و ترا تنها نمي گذارد و او دانست كه ماموريت بزرگ شويش آغاز شده است .حضرت فرمود مرا بپوشان تا لختي بياسايم ،خديجه چنين نمود و محمد (ص) به خوابي آرام فرو رفت .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 12:47  توسط محمد فتوحی  | 

درافقهامي درخشد روي تو

 

رويش آيينه ها در سوي تو

 

دستهايت هردو جنگلهاي سبز

 

رهنمون سمت فرداهاي سبز

 

مي گريزد اهرمن از بوي تو

 

مامن دلهاي هستي كوي تو

 

هرستاره در طواف خانه ات

 

كهكشانها واله وديوانه ات

 

آرزو دارد نگاهت را سحر

 

شمه اي ازانعكاس توقمر

 

لادن وسوسن قدمگاه تواند

 

ياسها واطلسي آه تواند

 

مي شكوفدازنگاهت جام گل

 

مي درخشدچشم توبربام گل

 

مهرباني معني چشمان توست

 

قطره قطره لطف در باران توست

 

كوچه باغ باوصفاوخوب شب

 

باتومي آيد دوباره در طرب

 

بگذراز سمت شگفتنهاي ما

 

بي توبي عطرگفتنهاي ما

 

رستخيز دشتها در مقدمت

 

زنده مي گردد زمين با دم دمت

 

آمدي يخهاي ظلمت آب شد

 

روزروشن شامها مهتاب شد

 

 آتشي در خرمن شيطان شب

 

در سكوت تيره دوران شب

 

برفرازكوه فريادت رسا

 

مي كشاند خلق را سوي خدا

 

مي زني فرياد با آزادگي

 

درگسست بندهاي بندگي

 

اي بشر تابيده خورشيد هدي

 

نك منم آواي جاويد خدا

 

من براتان آسمان آورده ام

 

حرفها از لامكان آورده ام

 

بوي گل را از زبانم بشنويد

 

عطر حق را از دهانم بشنويد

 

من اساس هستي لادن شدم

 

روح بودنم در ازل نك تن شدم

 

آسمان در دستهايم جان گرفت

 

از دوچشمانم ملك ايمان گرفت

 

آفرينش را كمال از بودنم

 

مرغ حق پروبال از بودنم

 

بركت باران و خاك از نام من

 

مي كند ذات خدا اكرام من

 

كوثر حق را پدر بابا منم

 

زمزم رب را يم ودريا منم

 

من علي را عاشقي اموختم

 

خون دل خوردم زداغش سوختم

 

من بهمراه علي در انزوا

 

دفن كردم دخترم را در خفا

 

من حسن را در بغل پرورده ام

 

جسم اورا تا بقيع آورده ام

 

من غروب كربلارا ديده ام

 

كشته هاي اوليا را ديده ام

 

پا به پاي كاروان من بوده ام

 

با اسيران مهربان من بوده ام

 

زخم زنجير علي بر دست من

 

دست زينب در سفردردست من

 

با محمد من شكافنده شدم

 

ظلم را توفان توفنده شدم

 

عشق حق را از ازل صادق منم

 

ذات رب تا ابد عاشق منم

 

من به زندان همزبان موسيم

 

شاهد رنج نهان موسيم

 

من بهمراه رضا در طوس غم

 

بوده ام تبعيدي و محبوس غم

 

گاهگاهي همدمم بوده تقي

 

همكلام غربتم بوده نقي

 

من به لشگرگاه با عسگرشدم

 

رنج او را ديدم پرپرشدم

 

مهديم را همرهي من داشتم

 

ازوجودش آگهي من داشتم

 

اي محمد درغروب آيينه

 

تازه كردي فصل خوب آيينه

 

من طفيل جوشش آيين تو

 

ريشه هاي هستي من دين تو

 

تو صداي لامكانها بوده اي

 

همنواي آسمانها بوده اي

 

من كجا و جرات اظهار تو

 

چشم بد دوراست از ديدارتو

 

لب گشاهستي من را بخواه

 

روح زنداني تن را بخواه

 

بودن من در وجود مكتبت

 

عطر بودن مي تراود از لبت

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 12:14  توسط محمد فتوحی  | 
 
< > قالب و كدهاي جاوا > <

قالب و كدهاي جاوا > < قالب و كدهاي جاوا > <


قالب و كدهاي جاوا > < قالب و كدهاي جاوا